خبر   
رهنمودها   
بیانیه ها   
همایش ها   
برنامه ها   
مطالب مفید   
مهم   
سایت ها مراجع اعظام و مراکز شیعی   

نقش نفسانیت و مهذب نشدن نفوس در اختلافات و کارشکنی‌ها از نگاه امام خمینی
نقش نفسانیت و مهذب نشدن نفوس در اختلافات و کارشکنی‌ها از نگاه امام خمینی
مام خمینی ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها را در مهذب نشدن نفوس می‌دانستند. این عقیده را باید به باور داشتن ایشان به کلام معصوم علیهم السلام که فرمود: حب الدنیا راس کل خطیه پیوند زد.اینکه امام خمینی بسیار بر تهذیب نفس تاکید داشتند و اصرار می‌ورزیدند که افراد برای حل اختلافات فی‌مابین در باطن ذات خود جستجو کنند و عدل را برای عدل بخواهند نه برای خود، ریشه در همان باور دارد. این معنا را در سخنان ایشان که در مطلب ذیل از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد، آشکارا می‌توان یافت.
* * *
جاه طلبی نتیجه مهذب نشدن نفوس
مقصد این است که اسلام جریان پیدا بکند، مقصد این نیست که من اجرایش کنم. از چیزهایی که انسان مبتلا به آن هست این شیطنت‌های باطنی که انسان به آن مبتلا هست این است که، دلش می‌خواهد خودش متصدی امر باشد. جریان امر اگر به دست دیگری بهتر واقع بشود، این ناراحت است، می‌گوید من خوب است باشم. این از شیطنت‌های باطنی انسان است. انسان به صورت مقدس مآبی طرحش می‌کند، من می‌خواهم به این ثواب برسم. اگر حساب کند پیش خودش که همان ثواب را، بالاترش را به شما می‌دهند، و شما کمک کنید به این کسی که متصدی است و از شما بهتر می‌تواند، راضی نمی‌شوید.
مسئله این نیست که ثواب می‌خواهم، مسئله این است که دنیا می‌خواهم. اختلاف اگر بین افراد پیدا می‌شود، جستجو کنند در باطن ذات خودشان ببینند که مسئله، مسئله مصلحت اسلام و مصلحت مسلمین است یا مسئله، مسئله مصلحت خودش هست؟ پای نفس در کار است یا خدا در کار است؟ اگر یک کسی یک مطلبی را بهتر از من می‌تواند انجام بدهد، آیا من خوشحالم به اینکه او متصدی امر بشود یا من ناراحتم؟ اگر یک وزیر بتواند بهتر کار وزیر دیگری را انجام بدهد و کمک کند به او، آیا نفس او اجازه به او می‌دهد؟
اگر برای خداست اجازه باید بدهد. اگر برای خداست نباید بین قشرهای مختلف‌ اختلافی واقع بشود، و بحمدالله نیست اختلاف، ان شاء الله. ما باید ید واحده باشیم، همان که تعبیر اسلام است، ید واحده باشیم عَلی‌ مَنْ سِوی‌. (1) ید واحده دوتا هم نه، یک دست، یک کار بکنیم، باز اگر دو تا دست گفته بود، این دست، گاهی یک کاری موافق او نمی‌کند. ما باید ید واحده باشیم، ید واحده این است که سرکوب کنید نفس خودتان را، سرکوب کنید آمالی که خیال می‌کنید یک چیزی است. حساب کنید که ما چی هستیم، و این منظومه شمسی چی هست و این کهکشان‌ها چی هستند در مقابل عظمت خدا تا بفهمید که ما درگیر یک شیطنت کثیف هستیم، نه یک شیطنتی که باز یک چیزی هست. ما گرفتار یک شیطنت‌هایی در خودمان هستیم که کثافتکاری است و پستی است.
و خودتان را نجات بدهید و خودمان را نجات بدهیم. اگر از این بند نجات پیدا بکنید، آن بعدش آسان می‌شود، وحدت آسان می‌شود، اما از این بند باید نجات پیدا بکنیم، از این بند خودخواهی، هرچه هست برای خودم، خود محوری، من، نه غیر. این در همه نفوس هست مگر اینکه تهذیب بشود، همه نفوس در آنها این مسئله هست که برای اینکه فطرت‌الله هست؛ فطرت‌الله توجه به کمال مطلق است و کمال مطلق را تا ناقص است برای خودش می‌خواهد. قدرت را برای خودش می‌خواهد چون ناقص است، لکن دنبال قدرت‌الله است و نمی‌داند فطرتش توجه به خدا دارد. فطرت توحید است که تمام مردم بر این فطرت هستند، بر این فطرت توحید تمام مردم. و شاید یکی از بزرگترین ادله بر توحید همین فطرت باشد. انسان محال است که برسد به یک جایی از قدرت و بالایش را نخواهد، همیشه دنبال آنی است که ندارد.
سرمایه‌دار هرچه زیادتر سرمایه تهیه کند دنبال این است که اضافه کند و حکومت هر چه سعه داشته باشد حکومتش دنبال این است که توسعه بدهد. و شما می‌بینید که این قدرت‌های بزرگ همین‌طور هستند، همه اینطورند. منتها آنها یک دامنه وسیعی دارد، دیگران یک دامنه کوچکتری دارد. والّا در همه این فطرت هست که تمام این عالم را اگر تحت سلطه شما بیاورند یعنی تمام قوای عالم خاضع شما بشوند و بعد به شما گفته بشود که یک قوای دیگری هم در ماورای اینجا هست آیا می‌خواهی آن هم داشته باشی، محال است بگویید نه، می‌گویید بله. مگر آن که رسیده باشد به معدن کمال، حجاب‌ها را دریده باشد و رسیده باشد به معدن کمال، و او بسیار کم است.
کوشش برای تقویت معنویت و سرکوب نفسانیت
باید ما کوشش کنیم که این معنویت را تقویت کنیم و این نفسانیت را هرچه می‌توانیم سرکوب کنیم. اگر این حل بشود همه چیز حل است. اختلافات روی همین معنا است.
هیچ اختلافی در عالم واقع نمی‌شود الا اینکه مبنایش این است. شیطان هم روز اول گفت خَلَقْتَنی‌ مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین (2) من از او بهترم، تخلف خدا را کرد گفت، حاصل، به خدا گفت من بهترم و این ارث شیطانی، ارث است برای همه ما. همه آن چیزی را که در خود می‌بینند، آن را بالاتر از دیگران می‌بینند. اگر همان مطلب در دیگری باشد کوچک می‌بینند، وقتی در خودشان هست بزرگ می‌بینند، عیب خودشان را نادیده می‌گیرند، عیب کوچک دیگران را بزرگ می‌شمارند. اینها همان فطرتی است، فطرت الهی است که ما به راه کج کشیده‌ایم او راکُلُّ مَولُودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطْرَهِ(3) مگر اینکه‌الّا انَّ ابَواهُ‌ - شاید هم ابویه باشد لکن حدیث اینطوری است - یهَوِّدانِهِ اوْ ینَصِّرانِهِ اوْ یمَجِّسانِهِ‌. (4) و همین‌طور همه چیز، فطرت بر توحید است، لکن وقتی که دست شیطان [به‌] انسان می‌رسد منحرفش می‌کند.
اگر این حکومت اسلامی دست مثلاً یک دسته دیگری بود می‌گفتند خیلی خوب است، حالا که نیست دست آنها می‌گویند خیلی بد است. اگر این قوه قضایی که این قدر خدمت کرده است، دست یک دسته دیگری بود می‌گفتند خیلی ما خدمت کردیم، حالا که دست آنها نیست می‌گویند این قوه قضایی نیست، این ظلم است، نه عدل. این برای‌ همان است که باطن ذات انسان تهذیب نشده که عدل را برای عدل بخواهد، نه برای خود. و ما اگر عدل هم بخواهیم، برای خودمان می‌خواهیم خودمان را نباید بازی بدهیم. ما هر چی می‌خواهیم برای خودمان می‌خواهیم. ما عدل را برای عدلش دوست نداریم، اگر این عدل برای ما جاری بشود و خلاف ما باشد دشمن با آن عدل هستیم. اگر یک ظلمی به نفع ما باشد دوست آن ظلم هستیم. همه اینها ریشه‌اش در خود انسان است، اگر این ریشه کنده بشود و لااقل تضعیف بشود، کارها حل می‌شود، همه با هم دوست می‌شوند، ایراد به هم نمی‌گیرند، کمک هم می‌کنند. اگر یک کسی قیام به یک امری کرد، دیگران زیر بغلش را می‌گیرند، وقتی می‌بینند می‌خواهد یک کاری بکند. اگر یک ارگانی یک تصمیم مثبتی بگیرد، دیگران که می‌بینند این خوب است می‌روند دنبالش. و اگر آن ریشه فاسد در قلب انسان باشد صددرصد هم عدل بداند می‌گوید این درست نیست. آن ریشه فاسد منحرف می‌کند انسان را.
اسلام خیرخواه تمامی ملتها
ملت ایران باید توجه کند به اینکه واقع شده است در یک عصری که انحراف در همه عالم هست. این انحراف همیشه هم بوده است، لکن اینطوری که الآن انحراف افزایش پیدا کرده است، در سایر عصرها به این افزایش نبوده، برای اینکه، آلات این قدر نبوده، ابزار کار این قدر نبوده. الآن ابزار کار به اندازه‌ای رسیده است که قدرت‌ها می‌توانند اگر از ترس دیگری نباشد دنیا را به آتش بزنند، و این آتشی است که افروخته شده است، و باید به برکت ملت‌ها این آتش فرو بنشیند. ملتها باید توجه بکنند به اینکه قدرت‌های بزرگ آنها را برای خودشان می‌خواهند. قدرت‌های بزرگ این کسانی که همه چیزشان را تقدیم به آنها می‌کنند به نظر سنگ استنجاء نگاه می‌کنند که بعد که مطلب تمام شد دورش می‌اندازند. اینها نمی‌فهمند به اینکه خیر آنها را آنها نمی‌خواهند، آنها خیرخودشان را می‌خواهند. آن که خیر همه را می‌خواهد اسلام است. آن که می‌خواهد خیر در دنیا تحقق پیدا کند، آن اسلام است و آن مکتب صحیح انبیا، مکتبی که منحرف نشده باشد. از این جهت بازی می‌خورند یا برای هوای نفسی که دارند، برای این چند روزی که می‌خواهند سلطنت کنند، این چند روزی که می‌خواهند امارت کنند، برای این چند روز همه چیز خودشان را از دست می‌دهند؛ نوکری بی‌شرافت یک کسی می‌کنند تا به ملت‌های خودشان تحمیل کنند و زورگویی کنند، و این اشتباهی است که اینها دارند.
اگر همه اینها به آغوش اسلام برگردند، اسلام برای همه‌شان خوب است. و اسلام، هم تربیت باطنی می‌کند و هم حفظ مصالح دنیوی را می‌کند. اگر اینها همه با ملت هایشان آشتی کنند، این دشمنی که اینها باملت‌ها دارند هیچ کس باکسی ندارد. بالاتر دشمنی این است که ذخایر آنها را به دشمن‌های آنها می‌دهند، و ابزار کوبنده مخرب را با نفت آنها به اختیار دشمن‌ها قرار می‌دهند. این بالاترین دشمنی است که الآن بشر مبتلا به آن هست و ملت‌های مظلوم مبتلای به این هستند و تا ملت‌ها بیدار نشوند و هشیار نشوند کار انجام نمی‌گیرد.
نفسانیت منشا مخالفت‌ها و کارشکنیها
لکن ما باید از خودمان شروع کنیم، اگر ما خودمان را اصلاح کنیم قهراً آن مقصدی که ما داریم، در دنیا هم صدور پیدا می‌کند، چنانچه پیدا کرده است. اگر خدای نخواسته، ماهواهای نفسانی‌مان اسباب این بشود که گله‌ها به شکایت‌ها، شکایت‌ها به مخالفت‌ها برسد، آن روزی است که عزای همه کشور را باید بگیریم و گناهش گردن ماست که نفسانیت خودمان را زیر پا نگذاشتیم. همه با هم باشید، همه دنیا بر خلاف شما هستند الا بسیار کم. اگر همه شما با هم نباشید و از باطن بپوسید، شک نکنید که بعد از چندی همان مسائل سابق به یک صورت بدتری پیش خواهد آمد؛ همان اسلام شاهنشاهی دوباره برمی‌گردد. آنها می‌دانند که باید بگویند اسلام، امریکا هم برای اسلام دلش می‌سوزد، اما اسلام امریکایی در زمان شاه هم بود، اسلام امریکایی بود، کسی حق نداشت دخالت در هیچ امری بکند. اسلام امریکایی این بود که مُلّاها باید بروند درسشان را بخوانند، چکار دارند به سیاست. با صراحت لهجه می‌گفتند. از بس تزریق شده بود در این مغزها باورشان آمده بود که ما باید برویم توی مدرسه درس بخوانیم، چکار داریم به اینکه به ملت چه می‌گذرد؛ آن امر مردم، امر حکومت با قیصر (5) است به ما چه ربطی دارد. و یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید. این دسته بندی‌ها را برای خاطر خدا اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندی‌ها را بردارید و در این موجی که الآن این ملت را به پیش دارد می‌برد، در این موج خودتان را وارد کنید، و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.
بحمدالله کشور ایران در عین حالی که آن همه مواجه با مخالفت‌ها است، چه در سطح خارج و چه گاهی در داخل، دارد راه خودش را قویاً طی می‌کند. دولت با تمام قدرت دارد کاری که برای خداست طی می‌کند. قوه قضایی با تمام قدرت دارد دستگاه قضایی را اصلاح می‌کند. مجلس با تمام قدرت دارد کارهایی که به عهده اوست انجام می‌دهد. ملت هم باید همه اینها را تقویت کند.
وجود انحرافات و تلاش برای رفع آنها
پشتیبان مجلس، پشتیبان قوه قضایی، پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام، اینها برای اسلام دارند خدمت می‌کنند. در زمان حضرت امیر - سلام‌الله علیه - هم انحرافات بوده است، انحرافات جزیی بوده است. زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است، شما اگر قرآن را توجه بکنید می‌بینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است. اختلافات، یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن، مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات حالا. می‌گویند خوب است که به اسم اسلام نباشد. به اسم اسلام نباشد که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون می‌کنند. چرا به اسم اسلام نباشد؟ مگر اسلام جز این می‌خواهد که قوه قضایی‌اش خوب باشد، قوانین اسلامی‌اش هم عمل بشود. اینها دارند زحمت می‌کشند برای این، حالا یک جایی هم خلاف واقع می‌شود، کجاست که، زمان پیغمبر مگر واقع نمی‌شد؟ زمان حضرت امیر واقع نمی‌شد؟ مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند؟ همان اصحاب چه کردند با او؟ ملت ایران بهترند یا آنها؟ اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسم اسلام پیغمبر را آن‌طور اذیت می‌کردند و اولاد پیغمبر را آن‌طور کشتند با اسم اسلام؟ چرا باید عقده‌های قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند؟ آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلاً عالم به هم خورد، تمام شد اسلام تمام شد. اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد، این اسلام به درد نمی‌خورد. آن اسلامی به درد می‌خورد که سرتاسر خیابان‌هایش فحشا بود، فحشای علنی؟! به او راضی هستند، به این راضی نیستند. اگر مهلت داده بود خدا به اینها، خدا می‌داند که با اسلام می‌خواستند چه بکنند. اسم اسلام، اما اسلام را چه جوری معرفی کنند. اسلامی که با مشروبات مخالف نیست، اسلامی که با حدود شرعیه هم سروکار ندارد، نباید جاری بشود، اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند، اسلام شاهنشاهی این بود دیگر. اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود، اسلام بود اما فحش به اسلام می‌دادند، فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آن وقت نگفت چرا، زمان رضاشاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود. اینها شیطان‌تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها، خدا می‌داند که این ملت را به کجا می‌رساندند و این جوان‌های ما را به کجا می‌رساندند. امروز بحمدالله همه چیز صحیح است. دولت دارد زحمت می‌کشد؛ کمبود هست اما کمبودی که اینجا هست همه جای دنیا هست. با این همه فشاری که به این ملت هست و به این دولت هست و با این همه کارشکنی‌هایی که از همه جا نسبت به ایران هست مع ذلک ایران سرپای خودش ایستاده است و دارد با قدرت پیش می‌برد و مسائل را حل می‌کند، و ملت بدانند که باید صبر بکنند در مسائل مشکل و کمک کنند. بخواهید عزیز باشید، بخواهید زیردست نباشید، بخواهید یک امریکایی نیاید به شما حکومت‌ کند و بخواهید عزت خودتان را و اسلام را حفظ کنید، باید یک مقدار از آن زحمت‌هایی که پیغمبر اسلام تحمل کرد شما هم تحمل کنید. یک مقدار از آن زحمت‌هایی که علی بن ابیطالب - سلام‌الله علیه - تحمل کرد شما هم تحمل کنید. شما هم شیعه او و امت او هستید. کمک کنید به این دولت و کمک کنید به این کشور و به این اسلامی که در کشور شما پای مبارکش را گذاشت. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و همه ما به خواست‌های خدای تبارک و تعالی خاضع باشیم و عمل به دستوراتشان بکنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله
(منبع: صحیفه امام، ج 17، ص529 تا 536)
پاورقی‌ها:
1- بر کسانی که بیگانه‌اند
2- سوره اعراف، آیه 12: «مرا از آتش و او را از خاک آفریده‌ای».
3- « هر زاده شده‌ای براساس فطرت پاک زاده می‌شود». عوالی‌اللآلی، ج 1، ص 35، ح18
4- «مگر اینکه پدر و مادرش او را یهودی یا مسیحی و یا مجوسی می‌گردانند».
5- پادشاه
*اختلاف اگر بین افراد پیدا می‌شود، جستجو کنند در باطن ذات خودشان ببینید که مسئله، مسئله مصلحت اسلام و مصلحت مسلمین است یا مسئله، مسئله مصلحت خودش هست؟
*ما عدل را برای عدلش دوست نداریم، اگر این عدل برای ما جاری شود و خلاف ما باشد با آن عدل دشمن هستیم. اگر یک ظلمی به نفع ما باشد دوست آن ظلم هستیم. اینها ریشه‌اش در خود انسان است
*اگر خدای نخواسته، ما هواهای نفسانی‌مان اسباب این بشود که گله‌ها به شکایت‌ها، شکایت‌‌ها به مخالفت‌ها برسد، آن روزی است که عزای همه کشور را باید بگیریم

  نظر شما:
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر: